|
|
|
|
|
یاد قدیما به خیر،اون روزا مرشدی بود با پرده اش و بچه مرشدی همراهش تا
بازارشو گرم کنه.میدونی بود،قهوه خونه ای،سر چراغی و حکایتی و..... اونم چه حکایاتی،از: عشق رستم و تهمینه، رودابه و زال، جوانمرگی سهراب، بیژن و منیژه، فدایی میهن آرش، و خون به ناحق ریخته سیاوش، اسفندیار رویین تن نامراد، بی وفایی افراسیاب، و نوشداروی کیکاوس، حکایت سلم و تور، ایرج و تورج بابک، و..... اما براستی چند درصد جوانان امروز با این اسامی و حکایاتشون اشنایند؟و چرا رسانه ها کمتر به این مقوله میپردازند؟ شاید اگر فردوسی و شاهنامه نبود.با وجود ان همه تغییرات در قرون اولیه اثری از زبان پارسی باقی نمی ماند. بقول خود فردوسی: بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی والسلام(سید) |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 22:34 توسط سیدحسن حسینی
|
|
||