تبليغاتX
دیدار دوست - سلامی و کلامی
از دیده خون دل همه بر روی ما رود                   بر روی ما زدیده چگویم چها رود

یک اربعین گذشت تا پستی دوباره زاده شد.و بعد از روزها سر در گریبانی،زمان آشتی با دیدار دوست میسر گشت.امیدوارم که دوستان غربت مرا، بی مهری و کم لطفی این حقیر نام ننهند.و انشالله بتوانم چون گذشته قدردان محبت دوستان باشم.و این مشغله ها و ... شایدحکمت و مشیتی بود از سوی خداوندقادر و متعال:

ای دل اندر بند زلفش از پریشانی منال                 مرغ زیرک چون بدام افتد تحمل بایدش

و امروز داستان نوح را می خواندم،به حکایتی برخوردم که مناسب دیدم آن را بیان کنم:

 (شیطان چگونه سوار بر کشتی نوح(ع) گشت و از هلاک نجات یافت؟)

چون نوح از همه موجودات جفتی را برگزید و بر کشتی سوار نمود.نوبت به الاغ رسید که سوار بر کشتی شود،و چون نوح ریسمان او را بگرفت تا سوار بر کشتی کند الاغ امتناع می کرد و حرکت نمی کرد. وهر چه نوح ریسمان او را می کشید الاغ بیشتر امتناع میکرد.در این حال نوح گفت:سوار شو حیوان .. سوار شو..و چون امتناع الاغ را دید گفت:سوار شو شیطان سوار شو... (الاغ را شیطان خطاب نمود)و شیطان هم فرصت را غنیمت دانسته بر پشت الاغ نشسته داخل کشتی شده و از هلاک نجات یافت.  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 19:21  توسط سیدحسن حسینی   |